شعر در مورد قهوه

شعر قهوه,شعر قهوه شاملو,شعر قهوه عربیه,شعر قهوه قجری,شعر قهوه خانه,شعر قهوه ترکیه,شعر قهوه شمالیه,شعر قهوه خانه ای,شعر قهوه چی,شعر قهوه و سیگار,شعر قهوه احمد شاملو,شعر قهوه عربیه,شعر القهوه العربیه,شعر عن قهوه عربیه,شعر قهوه العرب,شعر القهوه العربیه,شعر قهوه قجری چاوشی,شعر قهوه قجری روزبه بمانی,شعر قهوه قجری,متن شعر قهوه قجری,متن شعر قهوه قجری چاوشی,شاعر شعر قهوه قجری,متن شعر چاوشی قهوه قجری,شعر قهوه تلخ قجری,تفسیر شعر قهوه قجری,شعر قهوه خانه مهدی فرجی,شعر برای قهوه خانه,شعر های قهوه خانه ای,شعر درباره قهوه خانه,متن شعر قهوه خانه ها,شعر درمورد قهوه خانه,شعری درمورد قهوه خانه,شعر در وصف قهوه خانه,شعر القهوه الترکیه,شعر القهوه الترکیه,شعر عن قهوه ترکیه,اشعار قهوه خانه ای,شعر خرابم قهوه چی,شعر قهوه سیگار,شعر در مورد قهوه,شعر در مورد قهوه تلخ,شعر در مورد قهوه ترک,شعر در مورد قهوه خانه,شعر در مورد قهوه قجری,شعر در مورد قهوه خونه,شعر در مورد قهوه و کافه,شعری در مورد قهوه,شعری در مورد قهوه,شعر در مورد فال قهوه,شعر درباره قهوه تلخ,شعری در مورد قهوه تلخ,شعر در باره قهوه خانه,شعری درمورد قهوه خانه,شعری در مورد فال قهوه,شعری زیبا در مورد قهوه,شعر نو در مورد قهوه,شعر درباره فال قهوه,شعر نو درباره فال قهوه

شعر در مورد قهوه

در این مطلب سعی کرده ایم حدود 100 شعر از اشعار زیبا را در مورد قهوه برای شما تهیه نماییم.برای دیدن این اشعار به ادامه مطلب مراجعه نمایید

می‌خواهم دوستت بدارم

پیش از آنکه باغ‌های عشق را

به فرمانی فاشیستی ممنوع کنند

می‌خواهم با تو فنجانی بنوشم

پیش از مصادره‌ی قهوه‌ها و فنجان‌ها

شعر قهوه

زیباترین بهانه‌ی پیوند ما

شعر است

– این دوست مشترک –

که با ما قهوه می‌نوشد

و به قیلوله می‌رود.

و چه زیباست

که او را

چون یکی از کودکان ما می‌دانی.

شعر پدر , شعر در مورد پدر , شعر درباره پدر , شعر در وصف پدر

شعر قهوه شاملو

از تیغه‌ی دلتنگی

به‌ کجا بگریزیم

روزهای یکشنبه.

جایی

قهوه‌ای نمی‌نوشیم

نرگسی نمی‌خریم

و بر دفتر شعرم

لبخندی نقش نمی‌بندد.

نه نوازشی

نه جامی

که رنگ چشمانت را

لحظه‌ای

دیگرگون کند

و مرز زمان را

از میان بردارد…

تعبیر خواب سگ , تعبیرخواب سگ , سگ در خواب دیدن , تعبیر خواب سگ سیاه هار

شعر قهوه عربیه

درست مثل فنجان قهوه

که ته می‌کشد

پنجره

کم‌کم از تصویر تو

تهی می‌شود

شعر دوست , شعر در مورد دوست , شعر درباره دوست , شعر در وصف دوست

شعر قهوه قجری

قهوه دم می‌کنم،

نصف قاشق سیانور به فنجانت می‌ریزم!

لبخند که می‌زنی،

می‌گویم:

قهوه‌ات سرد شده

بگذار عوضش کنم!

این کار هر شب من است،

سال‌هاست که می‌خواهم تو را بکشم،

ولی لبخندت را … چه کنم؟!

شعر برادر , شعر در مورد برادر , شعر درباره برادر , شعر در وصف برادر

شعر قهوه خانه

کافه‌های شب

نام داستانی غم‌انگیز است

داستانی از رویا و رقص و ابر

از گمشدگی

از جوانی‌های خالکوبی شده

و ما

شکست‌خوردگان این داستانیم

قهرمانانی

ته‌نشین‌شده در قهوه و شب

شعر خواهر , شعر در مورد خواهر , شعر درباره خواهر , شعر در وصف خواهر

شعر قهوه ترکیه

او را می‌نوشم

و

تو را می‌بینم

که

کف فنجان دراز کشیده‌ای

آرام

تلخ

مبهم

قهوه‌ای

شعر زندگی , شعر در مورد زندگی , شعر درباره زندگی , شعر در وصف زندگی

شعر قهوه شمالیه

چون قهوه به‌دست گیرد آن حب نبات

از عکس رُخش قهوه شود آب حیات

شعر مهر ماه , شعر در مورد مهر ماه , شعر درباره مهر ماه , شعر در وصف مهر ماه

شعر قهوه خانه ای

چه روزی است امروز

قهوه‌ای منفرد

تلخ

معطر

امروز را به خاطر بسپاریم

شعر عشق , شعر در مورد عشق , شعر درباره عشق , شعر در وصف عشق

شعر قهوه چی

قهوه‌ات را بخور

آرام گوش کن

شاید با هم دوباره‌ قهوه‌ای نخوریم

و فرصت دیگری نباشد

برای حرف زدن

شعر گل , شعر در مورد گل , شعر درباره گل , شعر در وصف گل

شعر قهوه و سیگار

بی‌آن‌که قراری داشته باشیم

همان جای همیشگی ایستاده

حرف نمی‌زنیم

همه‌چیز بر سینه‌اش نوشته شده

شیر

چای

قهوه

سکه را می‌اندازم

دکمه‌ی چای را فشار می‌دهم

شعر شب بخیر , شعر در مورد شب بخیر , شعر درباره شب بخیر , شعر در وصف شب بخیر

شعر قهوه احمد شاملو

شبیه جرعه‌ای از قهوه‌ی یخ‌کرده می‌مانی

که بعد از سال‌ها ماسیده باشد توی فنجانی

شعر صبح بخیر , شعر در مورد صبح بخیر , شعر درباره صبح بخیر , شعر در وصف صبح بخیر

شعر قهوه عربیه

نمی‌خواهم بماسد قهوه‌ی چشم‌ت ته شعری

که مدت‌هاست فال شاعر ِ آن را نمی‌خوانی

شعر عید غدیر , شعر در مورد عید غدیر , شعر درباره عید غدیر , شعر در وصف عید غدیر

شعر القهوه العربیه

از صدای تو خوشحال می‌شدم

که از گلوی گنجشک کوچکی بیرون می‌پرید

با آن قهوه‌ام را می‌خوردم

سیگارم را می‌کشیدم

و پرواز می‌کردم

شعر تنهایی , شعر در مورد تنهایی , شعر درباره تنهایی , شعر در وصف تنهایی

شعر عن قهوه عربیه

تن تو

چون فنجان شیرقهوه است

خوش رنگ و خوش عطر

و در آغوش گرفتن تو مطبوع است

چون نوشیدن شیرقهوه

در ساعت پنج عصر یک روز سرد زمستان

شعر تولد , شعر در مورد تولد , شعر درباره تولد , شعر در وصف تولد

شعر قهوه العرب

بگذار راه‌هایی بی‌تو را بروم

صندلی‌های بی‌تو را بنشینم

و قهوه‌خانه‌هایی که تو را به یاد ندارند

و تو در حافظه‌شان نیستی

بگذار …

شعر ماه محرم , شعر در مورد ماه محرم , شعر درباره ماه محرم , شعر در وصف ماه محرم

شعر القهوه العربیه

اگر منعم کند دین از شراب خون گیرایت

دو فنجان قهوه می‌نوشم به یاد مردمک‌هایت

شعر لیاقت , شعر در مورد لیاقت , شعر درباره لیاقت , شعر در وصف لیاقت

شعر قهوه قجری چاوشی

دو فال قهوه می‌گیرم، سپس شاید بدانم کی

میسر می‌شود همراه ِ هم٬ فال و تماشایت!

شعر لب , شعر در مورد لب , شعر درباره لب , شعر در وصف لب

شعر قهوه قجری روزبه بمانی

بوی قهوه این بار

اشیا را آشفته کرده

فنجان نشسته‌ی صبح

مشاجره‌ی عصر

پنجره‌ای که امشب به رودخانه باز نخواهد شد

قهوه‌ای دیگر بنوشیم

شعر لبخند , شعر در مورد لبخند , شعر درباره لبخند , شعر در وصف لبخند

شعر قهوه قجری

از بیروت می‌پرسی؟

خیابان‌های بیروت

میدان‌ها و قهوه‌خانه‌هاش

رستوران‌ها و بندرها

کشتی‌های بخارش، همه

در چشم‌های توست که می‌ریزند

چشم ببندی بیروت گم می‌شود

شعر ادب , شعر در مورد ادب , شعر درباره ادب , شعر در وصف ادب

متن شعر قهوه قجری

قهوه بس تلخ‌ست‌ کش نوشند مردم صبح و شام

لیک بس شیرین شود چون گشت با شکر عجین

شعر انسانیت , شعر در مورد انسانیت , شعر درباره انسانیت , شعر در وصف انسانیت

متن شعر قهوه قجری چاوشی

عادت کرده‌ام

به طعم قهوه

به آدم‌های پشت پنجره‌ی کافه

دست‌هایی که می‌روند؛

آدم‌هایی که نمی‌مانند

به تو

که روبرویم نشسته‌ای

قهوه‌ات را به‌هم می‌زنی

می‌نوشی می‌روی …

یکی

به آدم‌های پشت پنجره‌ی کافه

اضافه می‌شود …

شعر تهران , شعر در مورد تهران , شعر درباره تهران , شعر در وصف تهران

شاعر شعر قهوه قجری

تو به نقش قهوه اعتقاد داری

به پیش‌بینی

به بازی‌های بزرگ

من فقط به چشمانت

شعر آسمان , شعر در مورد آسمان , شعر درباره آسمان , شعر در وصف آسمان

متن شعر چاوشی قهوه قجری

فنجان را می‌شویم

با دقت خشک می‌کنم

عادت ندارم به قهوه خوردن

قهوه درست می‌کنم

کمی شکر

هم می‌زنم

اگر بمبی بوده باشم

ساعت‌ها مانده به

منفجر شدنم

شعر خداحافظی , شعر در مورد خداحافظی , شعر درباره خداحافظی , شعر در وصف خداحافظی

شعر قهوه تلخ قجری

دستی به ساز بردی و با ناز دست‌هات

در شور عاشقانه‌ی من تار هم زدی

آن‌گاه با نگاه به فنجان قهوه‌ام

فالی برای لحظه‌ی تنهایی‌ام زدی

شعر مرگ , شعر در مورد مرگ , شعر درباره مرگ , شعر در وصف مرگ

تفسیر شعر قهوه قجری

خواندی تو قصه‌ی ته فنجان قهوه را

من را کنار یک زن عاشق رقم زدی

شعر ماه اردیبهشت , شعر در مورد ماه اردیبهشت , شعر درباره ماه اردیبهشت , شعر در وصف ماه اردیبهشت

شعر قهوه خانه مهدی فرجی

عشقت‌ بدترین‌ عادات‌ را به‌ من‌ آموخت‌! بانوی‌ من‌!

به‌ من‌ آموخت‌ شبانه‌ هزار بار فال‌ قهوه‌ بگیرم‌،

دست‌ به‌ دامن‌ جادو شوم‌ُ با فال‌گیرها بجوشم‌!

بخواب عشقم , بخواب عشقم شعر , بخواب عشقم شعرنو , آسوده بخواب عشقم

شعر برای قهوه خانه

فنجانی قهوه در سایه‌های پسین،

عاشق‌شدن در دی‌ماه،

مردن به وقت شهریور.

شعر موفقیت , شعر در مورد موفقیت , شعر درباره موفقیت , شعر در وصف موفقیت

شعر های قهوه خانه ای

قهوه‌ام را تلخ می‌نوشم

شکر

نه! فقط کمی لبخند در فنجانم بریز …

شعر دلتنگی , شعر در مورد دلتنگی , شعر درباره دلتنگی , شعر در وصف دلتنگی

شعر درباره قهوه خانه

آن‌طور که قهوه‌ی نیم‌خورده را پس زدی،

زمین لرزید

میز لرزید

دانه‌های شکر غمگین شدند

پاکت سیگار آتش گرفت

و

موشک های سپید

به فضا رفتند.

شعر آتش , شعر در مورد آتش , شعر درباره آتش , شعر در وصف آتش

متن شعر قهوه خانه ها

تلخی ِ قهوه بر زمین ریخت

و بوی ِ زخم در هوا پیچید.

شعر پاییز , شعر در مورد پاییز , شعر درباره پاییز , شعر در وصف پاییز

شعر درمورد قهوه خانه

مِنو تقصیری نداره، دلخوشی همیشه محوه

با شکر تحملش کن، قصه تلخه مثل قهوه!

شعر امام علی , شعر در مورد امام علی , شعر درباره امام علی , شعر در وصف امام علی

شعری درمورد قهوه خانه

سرنوشتی

جا مانده ته فنجان قهوه

جای تو خالی

تا آن را

تعبیر کنیم

شعر دوستت دارم , شعر در مورد دوستت دارم , شعر درباره دوستت دارم , شعر در وصف دوستت دارم

شعر در وصف قهوه خانه

کنار هم نشستیم

قهوه سرد شد

ما گرم شدیم

سر حرف باز شد

لیلا شیرین بود

قهوه تلخ بود

لیلای گرم و شیرین

آقا! یه فنجان دیگه لطفا

شعر گذر عمر , شعر در مورد گذر عمر , شعر درباره گذر عمر , شعر در وصف گذر عمر

شعر القهوه الترکیه

قهوه‌ات را بنوش و باور کن من به فنجان تو نمی‌گنجم

دیده‌ام در جهان نما چشمی که به تکرار می‌کشد فالم

شعر کلیسا , شعر در مورد کلیسا , شعر درباره کلیسا , شعر در وصف کلیسا

شعر القهوه الترکیه

فنجون قهوه تو، از اشک پر نکن، روز میز کافه‌ها دنبال من نگرد

از قهوه‌های تُرک بوئی نمی‌بری، دنبال رد پا  تو فال من نگرد

شعر کودکی , شعر در مورد کودکی , شعر درباره کودکی , شعر در وصف کودکی

شعر عن قهوه ترکیه

تو فنجان‌های قرمز را بیشتر دوست داری

من فنجان‌های قهوه‌ای را

شعر کمک , شعر در مورد کمک , شعر درباره کمک , شعر در وصف کمک

اشعار قهوه خانه ای

کافه را گرد دلتنگی گرفته

صندلی های خالی

فنجان هایی از تنهایی لبریز

شعر مردانگی , شعر در مورد مردانگی , شعر درباره مردانگی , شعر در وصف مردانگی

شعر خرابم قهوه چی

می شود تنهایی بچگی کرد

تنهایی بزرگ شد

تنهایی زندگی کرد

تنهایی مُرد

ولی قهوه ی غروب های دلگیر جمعه را

که نمی شود

تنهایی خورد!

شعر غربت , شعر در مورد غربت , شعر درباره غربت , شعر در وصف غربت

شعر قهوه سیگار

به چشم هایم خیره که می شوی

بوی تند قهوه هایت

اعتیادم را بیشتر می کند

و من

متهم ردیف اول لبهایت

عصرهایم

در حیاطی می گذرد

که پاییز

عشوه گری‌هایت را

به درخت تزریق می کند…

شعر هدف , شعر در مورد هدف , شعر درباره هدف , شعر در وصف هدف

شعر در مورد قهوه

خواهش می کنم 

بیا

قهوه ای سفارش داده ام

و از ترسِ آنکه

مبادا دیر برسم

کیف پولم را فراموش کرده ام

شعر گرگ , شعر در مورد گرگ , شعر درباره گرگ , شعر در وصف گرگ

شعر در مورد قهوه تلخ

مرد اگر بودم

نبودنت را غروب های زمستان

در قهوه خانه ی دوری

سیگار می کشیدم

شعر جهالت , شعر در مورد جهالت , شعر درباره جهالت , شعر در وصف جهالت

شعر در مورد قهوه ترک

تمام فنجان‌های قهوه دروغ می گفتند؛

تو برنمی گردی

شعر پرسپولیس , شعر در مورد پرسپولیس , شعر درباره پرسپولیس , شعر در وصف پرسپولیس

شعر در مورد قهوه خانه

آنگاه که اولین بار

کامم با شهد لبخندِ تو شیرین شد

تلخ ترین قهوه را

نوش کردم!

شعر پرنده , شعر در مورد پرنده , شعر درباره پرنده , شعر در وصف پرنده

شعر در مورد قهوه قجری

برایت قهوه می ریزم، کمی‌ شیر، دو قاشق شکر،

می گذارم جلویت روی میز،

گلدان گل را کنارتر می گذارم

تا بهتر ببینمت.

شعر خنده , شعر در مورد خنده , شعر درباره خنده , شعر در وصف خنده

شعر در مورد قهوه خونه

دستم را

به زیبایی تو نزدیک می کنم

و خواب از سرم می پرد

حتما که نباید

فنجان را سر کشید

گاهی قهوه از چشم ها

در جان می چکد.

شعر خواب , شعر در مورد خواب , شعر درباره خواب , شعر در وصف خواب

شعر در مورد قهوه و کافه

مدتهاست کافه را فراموش کرده ام

قهوه را ترک کرده ام

دیگر دلچسب نیست

نه آن کافه بی تو

نه آن قهوه ی تلخ

تمام قهوه ها بی مزه بودند

بودن تو بود که طعم قهوه را

عوض می کرد

شعر هجران , شعر در مورد هجران , شعر درباره هجران , شعر در وصف هجران

شعری در مورد قهوه

تو نیستی اما

هنوزم که هنوز است

طعم بجا مانده از لبانت

بر لب فنجانم

شیرین میکند

قهوه تلخم را

شعر استقلال , شعر در مورد استقلال , شعر درباره استقلال , شعر در وصف استقلال

شعری در مورد قهوه

یک فنجان قهوه

مهمانِ من باش

آغشته به سمِ عشق

درد ندارد

فقط

چشمانت را که باز کنی

کسی شبیه مرا

دوست خواهی داشت

شعر سربازی , شعر در مورد سربازی , شعر درباره سربازی , شعر در وصف سربازی

شعر در مورد فال قهوه

کسی برایم قهوه بریزد

کسی که فال مرا می داند

کسی که حال مرا می فهمد

شعر چوپان , شعر در مورد چوپان , شعر درباره چوپان , شعر در وصف چوپان

شعر درباره قهوه تلخ

یک بار طعم عشق را چشیده ام

مزه تلخ قهوه سیاه می داد

تپش قلبم را تند کرد

بدن زنده ام را دیوانه

حواسم را به هم ریخت

و رفت

شعر همسر , شعر در مورد همسر , شعر درباره همسر , شعر در وصف همسر

شعری در مورد قهوه تلخ

 قهوه بس تلخست کش نوشند مردم صبح و شام

لیک بس شیرین شود چون گشت با شکر عجین

شعر فوتبال , شعر در مورد فوتبال , شعر درباره فوتبال , شعر در وصف فوتبال

شعر در باره قهوه خانه

 نمی طپد دل خون گشته در غبار هوس

سراغ قهوه بجام شراب دشوار است

شعر آزادی , شعر در مورد آزادی , شعر درباره آزادی , شعر در وصف آزادی

شعری درمورد قهوه خانه

گوش به شایعات نده

سرمه بر چشمانت بزن

گرگ و میش غروب به قهوه‌خانه بیا

تا دل حسودان بسوزد

مردم حرفشان را خواهند زد

خیالت نباشد

مگر عاشق نیستیم ما ؟

شعر حسادت , شعر در مورد حسادت , شعر درباره حسادت , شعر در وصف حسادت

شعری در مورد فال قهوه

تنهایی کافه ی من است

روزانه

دو سه باری به آنجا سر می زنم

روبروی خودم می نشینم

وقهوه می نوشم

شعر حال خوش , شعر در مورد حال خوش , شعر درباره حال خوش , شعر در وصف حال خوش

شعری زیبا در مورد قهوه

اگر نتوانم با تو قهوه بنوشم

پس قهوه خانه ها به چه درد می خورند ؟

شعر غروب , شعر در مورد غروب , شعر درباره غروب , شعر در وصف غروب

شعر نو در مورد قهوه

روی صندلی همیشگی می نشینم و سفارش میدم : دو فنجون قهوه

هنوز هم با این که نیستی ولی برات سفارش میدم…

خودت نیستی خیالت که هست…

شعر خدا , شعر در مورد خدا , شعر درباره خدا , شعر در وصف خدا

شعر درباره فال قهوه

بعد از یک فنجان قهوه و دو نخ سیگار

به هوایی سرد برمی گردم

در پی رویاهایم …

در پی تو …

شعر فرزند , شعر در مورد فرزند , شعر درباره فرزند , شعر در وصف فرزند

شعر نو درباره فال قهوه

احتیاجی به مستی نیست

یک فنجان قهوه هم دیوانه ام می کند

وقتی میزبانم چشمان تو باشد …

شعر غرور , شعر در مورد غرور , شعر درباره غرور , شعر در وصف غرور

شعر قهوه

تو

پاییز

قهوه

سیگار

اکنون کنارم هست

پاییز

قهوه

سیگار

اما تو…

شعر غم , شعر در مورد غم , شعر درباره غم , شعر در وصف غم

شعر قهوه شاملو

در ته فنجان قهوه ام کفش های توست

فقط نمی دانم می آیی یا می روی …

شعر حرف مفت , شعر در مورد حرف مفت , شعر درباره حرف مفت , شعر در وصف حرف مفت

شعر قهوه عربیه

عادت کرده ام تنها توی کافه ای بنشینم

از پشت پنجره آدم ها را ببینم

قهوه ای تلخ بنوشم و تا خانه با نبودنت پیاده راه بروم

شعر محبت , شعر در مورد محبت , شعر درباره محبت , شعر در وصف محبت

شعر قهوه قجری

در کافه ، کنج دیوار ، روبروی هم و چه خوب قهوه را نخوردیم!

حرف هایت به اندازه ی کافی تلخ بود

شعر چشم , شعر در مورد چشم , شعر درباره چشم , شعر در وصف چشم

شعر قهوه خانه

بوی تو که در مشام قهوه خانه می پیچد

بهار با هر چه گل و پرنده از پوست ما می گذرد

تو اگر نبودی آسمان ما ستاره نداشت

شعر افغانستان , شعر در مورد افغانستان , شعر درباره افغانستان , شعر در وصف افغانستان

شعر قهوه ترکیه

تلخم درست مثل خنده بی حوصله

مثل قهوه بی شکر

مثل شکلات تلخ نگاه تو که بی رحمانه وسوسه ام می کند

شعر مهربانی , شعر در مورد مهربانی , شعر درباره مهربانی , شعر در وصف مهربانی

شعر قهوه شمالیه

چای ؟

قهوه ؟

نسکافه ؟

نمی دانم!

هر کدام دیرتر خنک و تمام شود

تا بهانه با تـو بودنم بیشتر شود

شعر ماه , شعر در مورد ماه , شعر درباره ماه , شعر در وصف ماه

شعر قهوه خانه ای

تنهایی که تلخ باشد

تنهایی که سرد باشد

قهوه ات هرقدر شیرین و داغ باشد

بازهم تلخ و سرد است

شعر مسافرت , شعر در مورد مسافرت , شعر درباره مسافرت , شعر در وصف مسافرت

شعر قهوه چی

راحت قهوه ات را بخور

از ته این فنجان نه کسی آمده ست

نه کسی مانده ست

فال تو همین طعمی ست که می چشی …

شعر حجاب , شعر در مورد حجاب , شعر درباره حجاب , شعر در وصف حجاب

شعر قهوه و سیگار

دل درد گـرفـه اَم

از بـس فـنـجـان هـای قهوه را سـر کـشـیـده اَم

و تو ته هـیچ کـدام نـبـودی

شعر امام حسن عسکری , شعر در مورد امام حسن عسکری , شعر درباره امام حسن عسکری , شعر در وصف امام حسن عسکری

شعر قهوه احمد شاملو

چشم هات رنگ قهوه ی قجری ست

نگاهم که می کنی

ذره ذره می میرم

شعر حضرت مهدی , شعر در مورد حضرت مهدی , شعر درباره حضرت مهدی , شعر در وصف حضرت مهدی

شعر قهوه عربیه

بعد از یک فنجان قهوه و دو نخ سیگار

به هوایی سرد برمی گردم

در پی رویاهایم …

در پی تو …

شعر آب , شعر در مورد آب , شعر درباره آب , شعر در وصف آب

شعر القهوه العربیه

طعم غلیظ قهوه آخر گرفته است

تلخ و سیاه ٬ خسته و بی جان نگاه تو

شعر در مورد قهوه